تست متن پنل اف کنواس
عبدالحمید و روایت مکه؛ بازنشر یک ادعای مناقشهبرانگیز چه منفعتی دارد؟
در حالی که عربستان مدعی تلاش انصارالله برای حمله پهپادی به مکه شده و انصارالله این ادعا را صریحاً تکذیب کرده، عبدالحمید از «حمله پهپادی یمن به مکه» سخن گفته است؛ روایتی که میتواند پرسشهایی درباره اهداف سیاسی و رسانهای چنین موضعگیریای ایجاد کند.
عبدالحمید در سخنان اخیر خود گفته است «حمله پهپادی یمن به مکه قلب مسلمانان را جریحهدار کرد»؛ این در حالی است که آنچه تاکنون منتشر شده، یک روایت یکطرفه و مورد مناقشه است. عربستان اعلام کرده پهپادی متعلق به انصارالله را در جنوب مکه رهگیری کرده، اما انصارالله اساساً هدف قرار دادن مکه و اماکن مقدس را رد کرده و این ادعا را «دروغی تکراری» خوانده است.
در چنین شرایطی، تبدیل یک ادعای مناقشهبرانگیز به گزارهای قطعی، آن هم درباره مکه که از حساسترین موضوعات جهان اسلام است، میتواند آثار سیاسی و رسانهای مهمی داشته باشد. چنین روایتی قادر است احساسات مذهبی را برانگیزد، انصارالله را در افکار عمومی مسلمانان در موقعیت منفی قرار دهد و همزمان روایت رسمی عربستان را تقویت کند.
پرسش اصلی اینجاست که بازتاب چنین ادعایی برای عبدالحمید چه منفعتی میتواند داشته باشد؟ بدون سند نمیتوان انگیزه شخصی او را قطعی دانست، اما از منظر سیاسی، چنین موضعی میتواند جایگاه او را در بخشی از فضای عربی و رسانههای همسو با عربستان تقویت کند، از او تصویری بهعنوان مدافع حرمت مکه بسازد و همزمان زمینه حمله سیاسی به انصارالله و متحدان منطقهای آن را فراهم کند.
مسئله مهمتر این است که یک چهره مذهبی اهل سنت، بهویژه درباره موضوعی با این سطح از حساسیت، تا چه اندازه باید میان «ادعای یک طرف درگیر» و «واقعیت اثباتشده» تفاوت قائل شود. وقتی یک طرف ادعا میکند و طرف دیگر صریحاً آن را تکذیب میکند، بازگویی ماجرا بهصورت یک واقعیت قطعی میتواند عملاً به بخشی از جنگ روایتها تبدیل شود.
از این منظر، سؤال فقط این نیست که آیا پهپادی به سمت مکه رفته یا نه؛ سؤال این است که چرا روایتی که مستقیماً به نفع عربستان در جنگ تبلیغاتی است، با چنین قطعیتی بازتاب داده میشود و چه کسی از برانگیختهشدن احساسات مذهبی مسلمانان سود میبرد؟